
تنها صداست که میماند؛ بدرود آقای راوی…
27 خرداد 1405
صدایی بود؛ میآمد و مینشست بر جان آدمی. بیادا، محکم؛ همچو رقص ساقههای نیشکر در نسیم صبحگاهی. صدایش هنوز در نیشکر میپیچد؛ در سالنها، بر پردهها، در قاب «مردان نیشکر»، میان تصویر مزارع سبز. آنجا که آهسته اما پرصلابت میگفت: «و این، روایتِ تاریخ نیشکر ...











