
مزرعه نیشکر، کارگرانی در سایه روشن، و خورشیدی که هنوز تردید دارد طلوع کند. این، قاب یک روز نیشکر است؛ لحظهای که میتوان ساعتها خیره ماند؛ به خطی زرد که آفتاب روی لبه مزرعه کشیده. روی برگها، روی خاک. روی شانههای مردانی که پیش از خورشید بیدار شدهاند. پیش از آنکه دشت روشن شود، کارگران آنجا بودند. مزرعه بیدار شده؛ نه با آواز پرندهها، با صدای قدمها. قدمهایی که میدانند چرا آمدهاند. یکی از «اسماعیلیه» راه افتاده، یکی از روستای «قجریه»، آن یکی از بیتواوی. کنار هم ایستادهاند؛ یک گروه کشت. برای یک هدف، یک امید. این قاب، آغاز یک آینده شیرین است. آیندهای که این مردان با دستهایشان میسازند. با قلمههایی که میکارند. مردانی که فردا را امروز میسازند. کسانی که صبح را زودتر از خورشید آغاز میکنند….
کشت و صنعت نیشکر امیرکبیر
عکاس: اعتمادی
#نینگار#کشت#نیشکر