
مردانی که فردا را امروز میسازند
مزرعه نیشکر، کارگرانی در سایه روشن، و خورشیدی که هنوز تردید دارد طلوع کند. این، قاب یک روز نیشکر است؛ لحظهای که میتوان ساعتها خیره ماند؛ به خطی زرد که آفتاب روی لبه مزرعه کشیده. روی برگها، روی خاک. روی شانههای مردانی که پیش از ...













