
در میان شور و هیاهوی اجتماعات شبانه مردم در شهرهای مختلف خوزستان، جایی کنار پیادهرو یا حاشیه میدانها، موکبهایی برپا شده که گرمای یک فنجان قهوه یا چای داغ را با حال و هوای همدلی و گفتوگو درهم میآمیزد. موکبهایی که نام «نیشکر» را بر خود دارند و این شبها به یکی از همراهان و یار ثابت مردم تبدیل شدهاند.
کنار یکی از همین موکبها، محمد ایستاده است؛ پدری جوان که دختر دو سالهاش را در آغوش گرفته و برای دقایقی از هیاهوی جمعیت فاصله گرفته است. فنجان قهوهای در دست دارد و نگاهش به جمعیتی است که همچنان در خیابانها حضور دارند. چند جرعه مینوشد و میگوید: «خیابان که با ما باشد، در میدان دست بالا خواهیم داشت.»
او یکی از جمعیت پرشماری است که هر شب خیابان را با حضورشان رونق میبخشند؛ حضوری که از کودک تا سالمند را دربرمیگیرد. کمی آنسوتر، پیرزنی با عصا به عمود موکب نیشکر تکیه داده و در سکوت به رفتوآمد مردم نگاه میکند. میگوید هر شب به همینجا میآید؛ مینشیند و تماشاگر مردان و زنانی میشود که حضورشان را نمادی از غیرت و همبستگی ایرانی میدانند.
موکبهای نیشکر؛ ایستگاههای ساده اما پرمعنا در دل تجمعات مردمی
در مسیر این اجتماعات شبانه، موکبها نقشی ساده اما مؤثر دارند؛ جایی برای دقایقی استراحت، گفتوگو و تازه کردن نفس. در این میان، موکبهای شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی نیز در برخی شهرهای خوزستان از جمله اهواز، شادگان، کارون، باوی و شوش برپا و با فنجانهای قهوه و چای داغ، همراه مردم شدهاند.
این موکبها بنا بر دستور دکتر مقداد محمودی، مدیرعامل شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی راهاندازی شده تا در کنار مردم و برای رفع خستگی آنان فعالیت کنند؛ هرچند در میان شور و حال جمعیتی که شبها در خیابانها گرد هم میآیند، خستگی واژهای است که کمتر به چشم میآید.
اینجا، در دل خیابانهای شهر، گاهی یک فنجان قهوه کافی است تا گفتوگویی شکل بگیرد؛ گفتوگویی درباره ایران، همبستگی و امیدی که در نگاه مردمی موج میزند که شبهای شهر را با حضور خود معنا میکنند.








